قبلا وقتی پیشرفت یه نفر رو میدیدم ذوق میکردم،خوشحال میشدم،از ته دل تبریک میگفتم، واقعا آفرین میگفتم،برام موفقیت همکلاسیم مثل موفقیت خودم بود،ساده بودم،خر بودم چون میدیدم همونا که من از حالِ خوششون خوشحال میشدم،بهم میخندیدن و... واقعا چرا؟اگه یه آدم ته دلش صاف باشه،نخواد بقیه رو بکشه پایین و خودش جاشونو بگیره خنده داره؟چرا آدمای ساده همیشه تنهان ولی خط خطیا همیشه دورشون شلوغه؟هیچکس بخاطر تیکه ها و زخم زبوناشون ناراحت نمیشه بلکه هرچی بیشتر بد میشن،بیشتر دل میشکنن و بیشتر بیشتر میشن(!)دورشون شلوغ تر میشه!

الان ولی نسبت به پیشرفت بقیه بی تفاوتم،فلانی اینکارو کرد،اوکی،اون یکی رفت فضا!سفرش سلامت!این یکی فتح خوارزم کرد!به ت.خ.م نداشته ام...فقط از یه چیز میترسم که ده سال دیگه این بی حسی به بدحسی بدل بشه.منم بشم یه ناجنسِ بدجنس که همش میخواد اطرافیانشو پایین بکشه و سر جاشون بشینه.

پ.ن:عنوانم،میخواستم راجب اون بنویسم بعد دیدم یکم خصوصیه!بیخیالش شدم ^_^