خوشگل...نبود!راستش را بخواهی از زیبایی هیچ بهره ای نبرده بود.وضعیت مالی خانوادگی؟اصلن و عبدن!خیلی خیلی خیلی معمولی.از وقتی او را میشناختم یک مانتوی صورمه ای داشت.فقط و فقط.لوازم آرایش قسطی!اما تا دلتان بخواهد ناز و ادا داشت جوری که دل مرا هم میبرد چه برسد به آقا پسرهای بینوا...ترم اول که دیدمش دوست پسر فابریک داشت و خیلی هم عاشقش بود اما هرکس به او پیشنهاد میداد،رد نمیکرد و یک چایی قلیان را مهمانش میشد و بعد هم میگفت وایییییییییی جیگریم!من بی اف دارم این با خودش چی فک کرده به من پیشنهاد داده چقدر منو آورده پایین و خودش رو برده بالا که همچین پیشنهادی به من داده؟!گذشت و گذشت که پارسال فهمیدم با دوست پسر ثروتمندش ازدواج کرده؛با همون عشق فابریکش که وسطش پیام بازرگانی هم فراوون داشت!حالا از دوران مجردیش بگذریم...زمستان آمد سر یکی از کلاسها و از قضا آقا پسری در آن کلاس بود که به چشم برادری عجب چیزی بود...اصن یه وضی!!!گفتم که به چشم برادری!ولی واقعا خوش چهره و خوش تیپ.این دختر خانوم که حالا متاهل است آمد سرِ کلاس و از بَدْوِ ورود شروع کرد به تیک زدن و نخ دادن به این پسرِ بخت برگشته... :| و من این شکلی شدم 0_0 آخر مگر میشود؟مگر داریم؟جانم تو تازه عروسی!لااقل بگذار یک سال از عروس شدنت بگذرد بعد به فکر تنوع بیوفت!چرا؟!خیانتِ یک تازه عروس چه معنا و مفهومی دارد؟