آقای ت :خدا خیرت بده!

دکتر عین : چرا؟!

آقای ت :اسم استاد رو اشتباه زدی تو سیستم.اسمش مهرنوشِ،تو زدی مهوش!باز نمیشه ،استادم بهش برخورده...!


دانشگاه ما از ده دانشگاهِ برترِ جهانِ اسلام است،در تولید علم هم که جزئ رده بالاهاست.زمانی که من واردش شدم قبولی درش آرزوی هرکسی نبود!چون هرکسی در خودش قبولی توی این دانشگاه را نمیدید که بخواهد طرفش بیاید.دانشجوها همه دستچین شده،اساتید هرکدام در یک گوشه ی این کره خاکی درس خوانده و به اینجا آورده شده اند و سطح علمیِ بالایی هم دارد.اما حالا مصیبتی که دامنگیرِ دانشجوها و اساتیدش شده،چیزی نیست جز سیستم گلستان و کارمندانِ نالایقش!آدمهایی نابلد و بی سواد.وقتی من پا گذاشتم توی این گروه،کارشناس گروهش دختری بود پر انرژی که دور از انصاف است که زحماتش را نادیده بگیریم.امکان نداشت کارت به خانوم ح بیوفتد او نتواند انجامش دهد.نمیدانم چه بود که کارش را بلد بود!شاید موجودی فضایی بود و از کره ای دیگر آورده بودندش!چون نه میخندید،نه اخم میکرد و نه هیچ،فقط کارش را میکرد و تمام.اما این خانوم عزیزگرامی که آورده اند فقط بلد است چایی با بیسکویت بخود و بگوید دست من نیست،من بلد نیستم،سایت بسته،سیستم خرابه،سایت اجازه دسترسی بهمون نمیده و غیره!امروز دیگر کفرم را بالا آورده بود که گفتم آخر مگر سایت را کسی جز شماها طراحی کرده؟مگر برنامه های سایت توسط خودتان تعریف نشده که حالا از پسش بر نمی آیید؟!واقعا مگه تو شربت آبلیمو درست کنی شیرین باشه بعد بخوای آبلیمو بهش اضافه کنی ترش بشه ولی نشه؟!بگه شربت نمیپذیره!نمیتونی ترشش کنی!!!حالا اینا هم برای اینکه کار ملت رو انجام ندن همه چیزو میندازن گردنِ سیستم!!!نه خدا رو بنده هستن و نه وجدان دارن!با خودشون نمیگن اینایی که داریم سر میدوونیم،هرکدوم عزیزای یه خانواده ای هستن،ممکنه بچه خودمم گیر یکی مثل خودم بیوفته...واقعا ازشون نمیگذرم...!