در سریال شهرزاد تمام آتش ها از گورِ اکرم بلند میشد.شاگرد خیاطخانه که در خانواده ای ناجور زندگی میکرد.آدمی بود که به چشم هیچکس نمی آمد ولی باعث به دنیا آمدن فرزند شهرزاد شد،با فضولی کردن هایش باعث طلاق شهرزاد شد،باعث مرگ ململ شد و در نهایت اگر او با بتول دعوا نمیکرد شیرین نمیفهمید که شهرزاد فرزندش را دیده و ازدواج کرده و با قباد دعوایش نمیشد و بزرگ آقا سکته نمی کرد و نمیمُرد!آری!یه انسان کوچک باعث تمام اینها بود...آدمهایی که شخصیت حقیری دارند،چون چیزی برای از دست دادن ندارند،آبرو ندارند،خط قرمز ندارند،همه کار میکنند.بدون ترس از دست دادن آبرو،بدون آنکه نگران باشند کسی آسیب ببیند،بدون آنکه هراسی داشته باشند که مبادا کسی بهشان حرفی بزند،همه کار میکنند و همه جور موشی می دوانند،همه آتشی میسوزانند و آخر سر هم پشتِ هوچی گری هاشان مخفی میشوند.و آدمهای اطرافشان باید از ترس آبرو،از ترس اینکه شر دامنشان را نگیرد فقط سکوت کنند.آری اینچنین است!آدمهای حقیر کارهای بزرگ می کنند،بد اما بزرگ...