توی دفتر مدرسه منتظر مادر بودم تا کلاسش که تمام شد با خودم ببرمش که دیدم چند نفر از خانم ها مشغول صحبت بودند و یکی از آنها که از قضا مسن ترینشان هم بودند،خانم میم،از همه شادتر و خندان تر،از هرچیزی خاطره ی خوشی داشت میگفت و میخندید.میگفتی ماهیتابه،آنقدر از خاطرات خوبش با ماهیتابه تعریف می کرد که دلت میخواست بروی و یک ماهیتابه بخری و کلی ماچش کنی!!!این خانم آنقدر شاد و خوش خنده بودند که انگار هیچ غم و رنجی ندارند.انگار نمیدانند غصه چیست و اصلا خوردنیست یا پوشیدنی...محو تماشای خنده های آن بانوی شاید ۶۵ ساله بودم که یکی دیگر از همکارهای مادر آمد کنارم نشست و گفت چته دختر تو فکری؟گفتم خانوم میم،خوش به حالش،خیلی شاده،فک کنم به عمرشون رنگ سختی ندیدن... لبخندی زد،سری تکان داد و گفت ای داد بی داد...اگه بدونی این بنده خدا چیا‌ نکشیده...دخترش رو از دست داده،پسرش،تا تونست نوه اش رو از دامادش بگیره کلی عذاب کشید دامادش زن گرفت،نوه اش رو اذیت میکرد،هی گفت،هی گفت و گفت و اینقدر از سختی های خانوم میم تعریف کرد که وقتی به خودم آمدم،دیدم دارم مثل ابر بهار اشک میریزم!آخرش گفت سختی زیاد کشیده،توی مراسمات و عزاداری ها اونقدر گریه میکنه که از حال میره ولی غیر از اون،زندگی میکنه،نه به خودش سخت میگیره و نه اطرافیان.

همیشه فکر میکردم هیچکس هیچ غمی نداره و همه مسائل و مشکلات برای منِ ولی بیشتر که دقت میکنم،میبینم مشکلات من در برابر غم و رنج های بعضی ها خنده دار هم ممکنه باشه ولی... ولی هر آدمی یه ظرفیتی داره،یه گنجایشی داره،تو یه لیوان بیار و هی توش آب بریز،بالاخره سر میره.یه لیوان گنجایش یه پارچ آب رو نداره.پرمیشه،سرریز میکنه و...

ما آدما هم مثل همون لیوانیم.هر کدوممون یه گنجایشی داریم،یه ظرفیتی داریم.پتانسیل هر کدوم از ما آدما هم تو تحمل رنجا و سختیا یکسان نیست.مثل یه لیوان شیشه ای،کریستال چک ممکنه با بیست بار سرد و گرم شدنم هیچ اتفاقی براش نیوفته ولی فرانسویش تو بار دهم ممکنه ترک برداره و همون شیشه،ایرانیش،همون بار اول خُرد میشه... 

من به این نتیجه رسیدم که همه یه سختیایی دارن و هیچ آدمی بدون درد و رنج نیست ولی هنوز به اون سطح از حکمت و دانایی نرسیدم که چرا خدا سعی میکنه بیشتر از پتانسیلم بهم سختی وارد کنه،چرا یه بشکه مشکل رو برداشته و میخواد بریزه توی لیوانِ من؟!جا نمیشه!باور کن!من هنوز نمیفهمم خدا چرا بیشتر از ظرفیت بعضیا بهشون سختی میده...؟

پ.ن:هرکس از بیرون به ظاهرم نگاه میکنه میگه خوش به حالت!همه چیز کامل!تو دیگه چیت نکرده اس!!!!هیچکس از دل هیچکس خبر ندارد...

خنده بر لب میزنم تا کَس نداند رازِ من

وَر نه این دنیا که ما دیدیم،خندیدن نداشت