رفته ای کوله پشتی ات هم نیست،رفتی اما اتاق پابر جاست

گیرم از یاد هردومان هم رفت،خاطرات چراغ پا برجاست

شاهدان حرفهای پنهانند،آن چراغی که تا سحر می سوخت

گوش خود را به حرف ما می داد،چشم خود را به چشم ما می دوخت...

«علیرضا آذر»

Photo by aasii