یک شکست عاطفی،عشقی...

پسر:

در یک کافه،پارک یا هرجای دیگر مینشیند،سیگار میکشد که درد شکست عشقیَش التیام یابد.سیگار میکشد و دودش را در حلق دیگران فرو میکند.مهمانی میرود،مشروب میخورد که دردش را التیام بخشد،مست میشود و بازهم در مستی مُوَقَتَن دخترکی را گول میزند و ... بازهم آسیبش را دیگری میبیند.پشت فرمان ماشینش یا ماشین پدرش مینشیند برای اینکه کمی وقت بگذراند و دلش آرام بگیرد به خیابان میرود و پدال گاز را تا ته فشار میدهد و عابران پیاده ی بی گناه را نشانه میگیرد و یا ماشینهای دیگر را و بازهم آسیبش را دیگری میبیند.نهایتن برای اینکه عشق اولش را فراموش کند با دختری دوست میشود و قلب و احساس یک نفر دیگر را به بازی میگیرد... و بازهم تمام آسیب ها متوجه دیگران است.

دختر:

لاک میزند که غمش را فراموش کند،ناخن های خودش خراب میشوند و آسیب میبینند.دلش میشکند،اولین دشمن جانش میشود موهای بلندش،قیچی برمیدارد و موهای خودش را کوةاه میکند و بازهم از دارایی خودش گذشته.شب تا صبح،صبح تا شب گریه و زاری میکند؛ چشمان خودش نابود میشود،خشک میشود و بی فروغ... سکوت اختیار میکند،با هیچکس حرف نمیزند،تمام دردها را توی خودش میریزد و هیچ نمیگوید که مبادا کسی بفهمد و بی آبرو بشود.بازهم خودش است که پیر میشود،میشکند و له میشود... تنها میشود...روز به روز تنها تر...

حالا این وسط کی ضرر میکند؟در آینه یک مرد شکسته است هنوز،مرد است که از پا ننشسته است هنوز،مرد است که از چشم تو افتاد شکست،مرد است ولی خانه ات آباد شکست... آری،مرد است ولی حداقل میتواند بگوید یک نفر دلم را شکست.یک نفر در حقم نامردی کرد،بی شرفی کرد و قالم گذاشت و رفت.ولی زن چه؟در جامعه ی ما اگر دختری دم از شکست عشقی بزند،فورا محکوم به بی حیایی می شود،نانجیبی،هرزگی و هزار و یک جور اَنگِ دیگر که مستحق هیچکدامشان نیست.پس باید سکوت کند،توی دلش بریزد که مبادا کسی بفهمد و هزار جور دروغ پایش ببندد...حداقل دختر وقتی میشکند،فقط به خودش آسیب میرساند.اما پسر...

Photo by me