همیشه که نباید آدم یواش یواش تحلیل بره،خیلیام هستن که یک شبه پیر میشن.در یک لحظه،بعد از دیدن یه نشونه،تو یک آن تبدیل میشی به آدم آهنی.دیگه هیچکس و هیچ چیز برات مهم نیست حتی مادر...همه ی کارات فقط و فقط برای خودت میشی.تصمیم میگیری بار و بندیلتو جمع کنی و بری.بری یه جای دور،یه شهر دور و فقط برای خودت زندگی کنی...دیگه هیچکس نباشه.یاد دکتر ب افتادم.مثل اون.فقط خودشه و خودش!آره واقعا توی این دنیا به فکر دیگری بودن اشتباه محضه.باید فقط برای خودت باشی...خودت و خودت...با دیدن یه علامتِ تیک،زندگیم زیر و رو شد...

تموم شد،اون دختر قبلی مُرد.اینی که الان داره مینویسه هیچ شباهتی به قبلی نداره...