گرسنمه

هیچی هم جز بیسکویت ساقه طلایی و شیر نداریم که آماده باشه من بخورم.

این چه زندگی ایه؟

یخچاله پره سبزی خامه.هیچکدومو نمیشه خورد

واقعا که

اه

پ.ن:میخوام برم یا پیلاتس یا یوگا.میگن برا کناره ورزشی که من میکنم خوبن هفته ای یه جلسه.امروز تو باشگاه کم مونده بود با یه خانومه دعوام بشه.هی میگفت زمان صفویه شهرک مسکن و تعاون تو کرمانشاه بوده اینقدرم پافشاری میکرد که انگار اون زمان خودش حضور داشته.آخرش گفتم خانومم،خوشگلم،بی شعور،دوره صفویه کرمانشاه نهایتش تا بلوار یه روستایی چیزی بوده.اینور تر زمان قار شده شهر.شهر اصلی پای کوههای طاق بستان بوده ولی بازم به خوردش نرفت که نرفت.من نمیدونم اینایی که کلاس پنجمم به زور گرفتن چطوری با این اعتماد به نفس تو مجامع عمومی اظهار نظر میکنن و این اطلاعات غلطشون رو چطور روشون میشه که بیان کنن!والا به قرعان من داده های صحیح و اطمینانیم رو هم روم نمیشه تو جمع بگم!بعضیا چه اعتماد به نفسی دارن...:|